اشک - تاریخ: 1398/6/25 ساعت: 5:21
جز اشک، xa0 xa0 xa0برای جگر های سوخته xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 خداوند مرهمی نیافرید!
می خواهم که خوب باشم - تاریخ: 1398/6/25 ساعت: 5:21
خداحافظی - تاریخ: 1398/6/25 ساعت: 5:21
دیده بودم در نگاهت صد نشانxa0درکنار شانه ات دنیا اماندر هوای خیس چشمان تو مندیده بودم ،صد قطره از یک آسمانعشق، می تواند تا کجا پنهان شود؟حدّ تو کوچک شده بر من جهاناین شعله های شعر و آهنگ من استاز خودم هم فارقم گم در زمانمی روی; می مانم من و تنهاییای فغان از روزگارم ؛ ای فغانxa0xa0
نقطه آغاز - تاریخ: 1397/9/16 ساعت: 6:59
زنانه - تاریخ: 1397/9/16 ساعت: 6:59
شهر سونامی زده - تاریخ: 1397/9/16 ساعت: 6:59
صاحب الزمان - تاریخ: 1397/9/16 ساعت: 6:59
امام زمان - تاریخ: 1397/9/16 ساعت: 6:59
باران - تاریخ: 1397/9/16 ساعت: 6:59
پاییز - تاریخ: 1397/9/16 ساعت: 6:59
فصل تنهایی - تاریخ: 1397/9/16 ساعت: 6:59
زخمی - تاریخ: 1397/9/16 ساعت: 6:59
در جام خویش امشبxa0 قطره ای جز خون نمی بینم حساب دلم کیسه کردم و من راهی جز جنون نمی بینم xa0 همه حرف ها تا بیخ می رود فرو چون نیشتر و هرکه می گذرد بنا به توانش ضربه ای کم یا بیشتر و xa0 چنان زخمی, کرده مرا
هوای خیس چشمان تو - تاریخ: 1397/9/16 ساعت: 6:59
دیده بودم لای زلفت صد نشان درکنار شانه ات دنیا امان در هوای, خیس چشمان, تو من دیده ام صد قطره از یک آسمان عشق می تواند تا کجا پنهان شود؟ حد تو کوچک شده بر من جهان این شعله های شعر و آهنگ من است از خودم هم فارقم گم در زمان می روی و می مانم من و تنهایی ای فغان از روزگار و ای فغان و ای فغان
کالبد زمین ندارد ژن وفا! - تاریخ: 1396/6/27 ساعت: 3:39
به نام خدای عقل و احساس (کالبد زمین ندارد ژن وفا!) به باغ شب ، عطر ماهتاب چو گُلی زیبا میدرخشد او می پراکند به قلب عاشقان زمین رایحه ای خوش تر زِ هزاران بو اما نشسته است غمی عجیبxa0 بر گُرده مشام من امشب یخ کرده است جسم لرزانم می سوزد روح من در یک تب در جست و جوی یک جمله خوب در تکاپوی یک روزنه درک ص...
وحدت - تاریخ: 1396/6/27 ساعت: 3:39
به نام خداوند عقل و احساس وحدت گفت به دریا قطره کوچکی آخر چه نیازی تو را به من؟ به ساحل عریان بهر آزادی ای رفیق قدیمی !موجی بزن نه من اسیر تو، نه تو محتاج من! رها شدن xa0زِ این قیدها xa0مرا xa0باید می روم فارغ و رها xa0از xa0تو روزی آری! xa0خودم xa0دریا xa0شوم xa0شاید گفت دریا: قطره کوچک پرمدعا من گ...
انتظار - تاریخ: 1396/6/27 ساعت: 3:39
آقای من! جان به xa0لب آمد ، نیامدی!آقای من! واژه به تب xa0آمد xa0نیامدی! در این هوای سرد و سوزان انتظار نخل خسته دل ما، سوخت و به رطب آمد xa0نیامدی!برچسبها: شعر نو, شعر, مهدویت, زینب عامری
دوبیتی مهدوی - تاریخ: 1396/6/27 ساعت: 3:39
به نام خداوند عقل و احساس مگر نه اینکه وعده آمدنت شوق به دل رمضان انداخت؟ مگر نه اینکه نیامدنت غمی عجیب به روز آخر رمضان بخشید؟ ببخش که "عجل لولیک الفرج هایم " xa0بی اثر شده! که باز شوال شد و چشمانم آفتاب ظهور تو را ندید! برچسبها: شعر نو, شعر, مهدویت, زینب عامری
(نقطه آغاز) - تاریخ: 1396/6/27 ساعت: 3:39
به نام خداوند عقل و احساس (نقطه آغاز) در جام خویش امروز قطره ای جز خون نمی بینم عقل و بار خود کیسه کرده ام راهی جز جنون نمی بینم تمامی حرف ها تا بیخ می رود فرو چو نیشتر هر رهگذر بنا به توانش ضربه ای کم تر یا بیشتر چنان زخمی ات میکنند این آشنا ترین آشنا هزار دشمن نتواند کشاند چو او تا نا کجا! هیچ کس ...